ملت عشق عنوان کتابِ نویسنده ی ترک ، الیاف شافاک است که با ترجمه ی فصیح ِ ارسلان فصیحی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده.کتابی با راویان متخلف که با روایت های خود خط داستانی را پیش می برند.تنها نکته ای که برای من مهم است این است که چرا تلاش های جانفرسای مولانا و شمس را در اقنای مخالفانشان به اختصار نوشته ..شاید اگر چند فصلی از این کتاب را به مباحثه ی مولانا و فرزندش علاء الدین و یا شمس و علاءالدین یا کیمیا و علاءالدین اختصاص می داد بسیار بهتر می توانست فضای داستانی را پیش ببرد...

این کتاب حاوی چهل قاعده ی صوفیان است که نویسنده به خوبی آنها را در میان خط سیر داستان گنجانده است...

قاعده ی اول می گوید:

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم ، همچون آینه ای است که خود را در آن می بینیم .هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید ، به این معناست که تو نیز بیش تر مواقع در ترس و شرم به سر می بری . اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، به این معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است....